نمیتوان یک عامل را به تنهایی در ایجاد این اختلال موثر دانست، بلکه مجموعهای از علل باعث ایجاد این مشکل رفتاری در فرد میشوند از جمله مهمترین این عوامل میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
عواملی که بیشترین ارتباط را با خطر ابتلا به اختلال سلوک ندارند ، عبارتند از: خصوصیات کودک ، والدین کودک و الگوهای تعامل بین کودک و والدین گروهی از محققین دریافتهاند که با توجه به مشکلات تحصیلی و هوشی میتوان تا حدی اختلال سلوک را پیش بینی کرد. خصوصیات دیگری که عوامل خطر احتمالی هستند عبارتند از: ویژگیهای شناختی و زیستی. کودکان پرخاشگر سوگیری اسنادی خصمانه دارند و در مواجه با موقعیت مبهم ، مایلند انگیزههای منفی را به دیگران نسبت دهند. این تحریفها ، میتوانند مقابله به مثل و تلافی جویی را در کودکان پرخاشگر تسریع کنند.
تعیین سهم عوامل ژنتیک یا ارثی مستلزم دادههای طولی ، در مورد موارد متعدد دوقلوهای یک تخمکی و دو تخمکی است که باهم یا جدا از هم ، پرورش یافتهاند. در جواب این سوال که اگر والدین ضد اجتماعی باشند، آیا بیشتر احتمال دارد که فرزندان آنها مبتلا به اختلال سلوک شوند؟ نتایج نشان دادند که زمینه زیست شناختی ، برای رفتار اجتماعی ، پیش بینی کننده اختلال سلوک و پرخاشگری نوجوانان بود. بررسیها نشان داده ، هیچ الگوی پایداری از تاثیر ژنتیک بر روی پرخاشگری گزارش نشده است ، در حالی که سهم ارث ، در رفتار ضد اجتماعی به وضوح تایید شده است. و نیز بر اساس مطالعات انجام شده تا به امروز ، اختلال سلوک ممکن است دارای یک جز ارثی باشد.
خانواده ، زمینه اولیه و عمده اجتماعی شدن است و یافتههای پژوهشی بسیار ، از این ایده که خانواده عوامل عمده ، در ایجاد اختلال سلوک است ، حمایت کردهاند. چهار الگو در خانوادههای کودکان مبتلا به اختلال سلوک رواج دارد: انحراف والدین ، قهر و طرد والدین ، فقدان انضباط یا نظارت بر کودکان و تعارض والدین و طلاق والدین کودکان مبتلا به اختلال سلوک ، غالبا خودشان منحرف هستند و ناسازگاری ، خشم و گاهی رفتار جنائی ظاهر میسازند.
تعارض زناشوئی آشکار ، میتواند در بروز رفتارهای مقابلهای در کودکان موثر باشد و بسیاری از کودکان مبتلا به اختلال سلوک ، پدر یا مادری دارند که دچار اختلال سلوک هستند. الگوهای افراطیتر ، نظیر رفتار جنائی و الکسیم بویژه در پدر ، کودک را به طرز خاصی در معرض خطر اختلال سلوک قرار میدهد.
در الگوهای رفتار ضد اجتماعی و پرخاشگری ، برخی قوائین مبنی بر انتقال بین نسلی وجود دارد. در واقع شاید مشکل سازترین خصوصیت اختلال سلوک ، ثبات آن در طول زمان است. شروع زودرس اختلال سلوک در کودک ، با پرخاشگری بعدی ، رفتار ضد اجتماعی و دیگر مشکلات بزرگسالی را رابطه دارد. گر چه عوامل بسیاری ، رابطه مشکلات سلوک کودکان و رفتار اجتماعی بزرگسالان را متاثر میسازند. وجود اختلال سلوک در کودکی ، اطلاعات پیش بینی کننده برای انواع وسیعی از مشکلات سازگاری بعدی از منجمله فعالیتهای ضد اجتماعی ، سوء مصرف الکل و مواد است. شناسایی مکانزیمهایی که این مسیرها را توجیه میکنند، چالش عمدهای در این حوزه است.
بهگزارش پایگاه جامع آموزش و فرهنگسازی سلامت، درمان اختلال شخصیت ضداجتماعی بسیار چالشبرانگیز است. درواقع هیچ درمان ویژهای برای این اختلال وجود ندارد. از آنجاکه این اختلال یک بیماری مزمن است بنابراین نیاز بهدرمان طولانیمدت دارد.
همچنین شاید لازم باشد دیگر حالتهای ناشی از این اختلال مانند افسردگی، اضطراب و اختلالهای تیروئیدی نیز مورد درمان قرار گیرند.
برای درمان اختلال شخصیت ضداجتماعی چند گزینه وجود دارد:
۱٫ رواندرمانی ۲٫ کسب مهارتهای کنترل استرس و خشم ۳٫ دارودرمانی و۴٫ بستریکردن.
اینکه کدام گزینه برای بیمار بهتر است، بستگی بهشدت علائم و موقعیت وی دارد.
درمان دارویی در مدارا با علائم ناتوانکننده نظیر اضطراب، افسردگی یا خشم مورداستفاده قرارمیگیرد، اما چون این بیماران غالبا سوء مصرف دارو داشتهاند، تجویز دارو باید با احتیاط صورت گیرد.
رواندرمانی فردی
روان درمانی یک روش نیرومند و کارآمد برای درمان جامعهستیزی است. رواندرمانی یک دوره کلی برای درمان حالتی است که در آن درمورد وضعیت و مسائل مربوط بهبیماری، با بیمار صحبتمیشود.در رویکردشناختی رفتاری، از بیمار درمورد برانگیزاننده و تقویتکنندههای چنین رفتارهایی سؤالمیشود. آگاهی بیمار از مکانیزم دفاعی اولیه خود جزء اساسی درمان محسوب میشود.
گروهدرمانی
افراد با اختلال ضداجتماعی ممکن است با رهبر گروه بحثکنند و بخواهند که گروه را تحتکنترل خود درآورند. رواندرمانی گروهی وضعیتی استثنایی برای استقلال، صمیمیت و در جمعبودن محسوب میشود.
خانوادهدرمانی
شخصیتهای ضداجتماعی وقتی خود را درمیان افراد همسان میبینند، فقدان انگیزه برای تغییر یافتن در آنها تحلیل میرود، بههمین علت است که گروه خودیاری بیشتر از زندان و بیمارستان روانی برای آنان مفید بوده است.
دارو درمانی
هیچ داروی ویژهای برای درمان این اختلال تایید نشده است، اما با این حال داروهایی نظیر داروهای ضد افسردگی میتوانند در کاهش علائم این اختلال موثر باشند.
مراقبت و بستری
معمولا فقط زمانی فرد با اختلال ضداجتماعی را بستری میکنند که قادر بهمراقبت از خود نباشد یا بهخود و دیگران آسیب برساند.
مراقبت ممکن است بهصورت ۲۴ ساعته و در بیمارستان باشد یا ممکن است که بیمار بخشی از روز در بیمارستان بستری باشد یا شاید مراقبتها محدود بهخانه شود و نیازی بهبستریشدن در بیمارستان نباشد.
برچسب:
نویسنده: طاها مرادیان